امور و گفتن مطالبى است در غياب شخص كه خوش ندارد گفته شود و خشم او را بر مىانگيزد « 1 » .
و به بيان ديگر غيبت ( به كسر غين ) برشمردن نقائص و معايب موجود در شخص در غياب وى است و اگر معايبى گفته شود كه در شخص موجود نيست بهتان ناميده مىشود « 2 » . و هردو به استناد آيات قرآن و روايات حرام است .
[ « ى » ]
يمين
قسم ، حلف ، جمع : أيمان و أيمن .
يمين ، چنان كه از كشاف و صحاح استفاده مىشود در لغت به معنى قوت و يد يمينى ( دست راست ) مىباشد . و در شرع عبارت از تقويت و تأكيد گفتار به ذكر خدا يا صفتى از صفات وى به وجه مخصوص است « 3 » .
يمين غموس
قسم بر امر كاذبى كه شخص علم به كذبش دارد ، سوگند دروغ كه صاحب خود را در دوزخ فرو برد . « و اليمين الغموس التى تغمس صاحبها فى الاثم ثم فى النار « 4 » » .
يمين لغو
لغو كلامى است كه خالى از فائده و وجود و عدمش يكسان باشد .
و در تفسير يمين لغو اختلاف كردهاند :
ابن عباس و جمعى گفتهاند : يمين لغو سوگندى است كه از روى عادت بر زبان مردم جارى مىشود بدون عقد قلبى و بالاخره تكيه كلامى بيش نيست مانند :
« لا و اللّه » و « بلى و اللّه » .
و برخى چون مجاهد و قتاده گفتهاند :
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج مذكور ، ص مذكور ، شرح لمعه ج 1 ، ص 235 .
( 2 ) . تعريفات جرجانى ، ص 143 .
( 3 ) . لسان العرب مادهء « يمن » . الصحاح ج 6 ، ص 2220 ، كشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ، ص 1549 .
( 4 ) . لسان العرب مادهء « غمس » ، كشاف اصطلاحات الفنون ج مذكور ، ص مذكور .