تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و احمد حداقل آن را جامه‌اى تعيين نموده كه زن بتواند در آن نماز بخواند « 1 » . و در نظر اماميه مهر متعه بر حسب شؤون مرد بوده و بستگى به امكانات مالى وى دارد . و چنان كه در كتاب تبصره و شرايع مىنويسد : حداكثر آن در حدود يك جامهء عالى و حداقل آن در حدود يك درهم مىباشد « 2 » .

متهب

قبول‌كنندهء هبه ، ر ك : هبه .

مثلى

از آنجايى كه ضمان مثلى به مثل و ضمان قيمى به قيمت مىباشد ، فقهاء ناگزير شده‌اند كه آنها را تشريح نموده و ضابطه‌اى بيان كنند كه مثلى از قيمى تميز داده شود . كلمات فقهاء در تعريف مثلى و قيمى مختلف مىباشد . بر حسب تعريف مشهور ، مثلى چيزى است كه قيمت اجزاء آن نسبت به كل متساوى باشد بدين معنى كه كل آن هر قيمتى دارد قيمت ثلث آن مثلا همان قيمت باشد . مانند برنج كه اگر قيمت يك خروار آن هزار تومان باشد قيمت نصف آن يعنى پنجاه من ، نصف اين مبلغ يعنى پانصد تومان مىشود . بخلاف قيمى زيرا حيوانى كه قيمت مجموع آن فرضا هزار تومان باشد بسا هست كه قيمت نصف آن به دويست هم نرسد . و همچنين فرشى كه قيمت آن هزار تومان است ربع آن بتنهايى ممكن است صد تومان هم ارزش نداشته باشد . پس به‌طور كلى قيمى چيزى است كه قيمت اجزاء آن نسبت به كل متساوى و برابر نباشد مانند حيوان و اراضى و اشجار « 3 » . در مقابل تعريف مشهور تعاريف ديگرى نيز وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود : الف - جماعتى از فقهاء گفته‌اند : « المثلى ما تماثلت أجزائه و تقاربت صفاته
هامش
( 1 ) . الهدايه ( شرح بداية المبتدى ) ج 1 ، ص 205 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج مذكور ، ص 242 ، الميزان الكبرى ج مذكور ، ص مذكور ، المهذب ج 2 ، ص 63 . ( 2 ) . شرح تبصره ( ذو المجدين ) ج 2 ، ص 366 ، شرايع الاسلام ج 2 ، ص 326 . ( 3 ) . مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 105 ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 226 ، تذكرة الفقهاء ج 2 كتاب غضب .