قيافه
پىشناسى ، استناد به علامات و امارات ظاهرى در الحاق بعض مردم به بعض ديگر و اثبات نسب .
در مكاسب آرد :
قائف به معنى كسى است كه آثار را مىشناسد و شباهتى را كه بين پدر و پسر و بين دو برادر وجود دارد در مىيابد . و مراد از قيافه الحاق بعض مردم به بعض ديگر و شناختن نسب است .
قيافه در صورتى كه به مقتضاى آن عمل گردد و حرامى بر آن مترتب شود حرام است اجماعا . اما مجرد اعتقاد علمى يا ظنى به نسب شخصى دليلى بر حرمتش نيست « 1 » .
قيمى
چيزى است كه قيمت اجزاء آن متساوى نباشد مانند حيوان و اراضى و اشجار « 2 » .
و به عبارت ديگر قيمى چيزى است كه اجزاء آن در قيمت و منفعت مختلف باشد « 3 » . ر ك : مثلى .
[ « ك » ]
كراهت
( به فتح كاف ) يكى از احكام خمسهء تكليفى مىباشد . و در تعريف آن چنين گفتهاند : « الكراهة شرعا كون الفعل بحيث يكون تركه أولى مع عدم المنع من - الفعل » يعنى كراهت بودن فعل است به نحوى كه ترك آن اولى باشد با عدم منع از فعل . و چنين فعلى را مكروه مىگويند « 4 » .
و به عبارت ديگر چنان كه در كتاب تعريفات مىنويسد : مكروه فعلى است كه راجح الترك باشد . پس اگر به حرام نزديكتر باشد كراهت تحريميه و اگر به حلال
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 35 ، شرح لمعه ج 1 ، ص 236 ، رياض المسائل ج 1 كتاب تجارت ، مكاسب شيخ انصارى ، ص 49 .
( 2 ) . مكاسب ( شيخ انصارى ) ، ص 105 .
( 3 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 226 .
( 4 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ، ص 1280 .