هرچند كه برخى از آنان چون محدث كاشانى با حكم مذكور مخالفت كرده و معتقد است كه حرمت غناء مخصوص است بجايى كه با حرام ديگر توأم باشد مانند بازى با آلات لهو و وارد شدن مردان بر زنان و كلام باطل . و الا غناء فى نفسه حرام نيست « 1 » .
و اما فقهاى اهل سنت و جماعت در حرمت آن اختلاف كردهاند . شافعى عقيده دارد كه هرگاه با آلات طرب همراه نباشد مكروه است و حرام نيست « 2 » .
قائلين به حرمت به آنچه در تفسير
« . . . . وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ .
سورهء حج آيهء 32 » و
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ . . .
سورهء لقمان آيهء 6 » وارد شده تمسك جستهاند . بدين بيان كه مراد از « قول الزور » و « لهو الحديث » غناء است « 3 » .
[ « ف » ]
فراش
( به كسر فاء فعال بمعنى مفعول است مثل كتاب به معنى مكتوب ) يعنى آنچه گسترده مىشود و بر آن مىخوابند . و نيز هريك از زوجين فراش يكديگر خوانده مىشوند همانطورى كه لباس يكديگر ناميده شدهاند .
چنان كه در حديث نبوى ( ص ) آمده است : « الولد للفراش و للعاهر الحجر » كه مراد زوج است « 4 » . و قول ديگر آن است كه غرض مالك و صاحب فراش است يعنى زوج يا مولى « 5 » . و در كشاف اصطلاحات الفنون « 6 » و تعريفات جرجانى « 7 » آرد :
فراش متعين بودن زن است براى ولادت و ثبوت نسبت فرزندان كه از او متولد شوند و اين فراش بر دو قسم بود قوى و ضعيف .
فراش قوى فراش زن عقدى است و ضعيف آن فراش ام ولد مىباشد .
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج مذكور ، ص مذكور ، مكاسب ج مذكور ، ص مذكور .
( 2 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 5 ، ص 176 ، المهذب ( ابو اسحاق شيرازى ) ج 2 ، ص 326 .
( 3 ) . حدائق الناضره ج مذكور ، ص مذكور ، مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 36 . المغنى ( ابن قدامه ) ج مذكور ، ص مذكور .
( 4 ) . المصباح المنير ج 2 ، ص 73 ، مجمع البحرين ، ص 357 .
( 5 ) . شرح زرقانى ( برموطا ) ج 4 ، ص 19 ، نهاية اللغه « فرش » ، حدائق الناضره ج 9 ، ص 258 .
( 6 ) . ج 2 ، ص 1124 .
( 7 ) . ص 145 .