است مثل آميختن خاك به گندم . اين نوع حرام نيست و فقط چنان كه در حدائق و روضه مىنويسد مكروه است « 1 » .
غلق رهن
حق مرتهن گرديدن آن ، ضد فك « 2 » .
گفته مىشود : « غلق الرهن يغلق » از باب علم و تفسير آن اين است كه شخص مالى را نزد ديگرى محبوس سازد و وثيقهء دين قرار دهد و بگويد اگر من طلب تو را بموقع نپرداختم اين مال از آن تو باشد .
گفته مىشود چنين شرطى باطل است و اگر راهن در وقت معين نتواند دين خود را ادا كند مرتهن نمىتواند رهن را تمليك و تصاحب نمايد . زيرا در حديث نبوى آمده است : « لا يغلق الرهن » « 3 » .
غناء
( به مد و كسر غين بر وزن كتاب ) يعنى صوت « 4 » . يا صوتى كه ايجاد طرب نمايد « الغناء من الصوت ما طرب به » . و اما در نظر فقهاء تعريف ذيل مشهور مىباشد :
« الغناء هو مد الصوت المشتمل على الترجيع المطرب » يعنى غناء كشيدن يا كشش آوازى است كه طربانگيز و مشتمل بر ترجيع باشد .
و غرض از طرب نوعى خفت و سبكى در نفس است كه از شدت شادى يا غم پيدا شود و مراد از ترجيع تردد صوت است در حلق و دهان با اوزان مخصوص .
بالجمله برخى آن را به نظر عرف موكول نموده و گفتهاند : آنچه در نظر عرف غناء محسوب گردد حرام است هرچند طربانگيز نباشد .
حرمت غناء فى الجمله در نظر فقهاى اماميه مسلم بوده و در كتاب مكاسب و حدائق دعوى عدم خلاف در حرمت آن نمودهاند « 5 » .
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 36 ، مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 35 ، شرح لمعه ج 1 ، ص 236 ، شرح تبصره علامه تأليف ( ذو المجدين ) ج 1 ، ص 322 .
( 2 ) . المصباح المنير ج 2 ص 62 ، نهاية اللغه ( ابن اثير ) مادهء « غلق » .
( 3 ) . شرح زرقانى ( برموطا ) ج 4 ، ص 5 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 287 .
( 4 ) . المصباح المنير ج 2 ، ص 65 ، القاموس المحيط ، فيروزآبادى ، مادهء « غلق » .
( 5 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 20 ، مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 36 ، مجمع البحرين ، ص 67 .