ذيل خلاصه نمود :
الف - مورد نخست آنجايى است كه غرر يا خطر از جهت عدم اطمينان به امكان تسليم باشد بدين معنى كه يكى از عوضين مقدور التسليم نباشد ، مانند بيع فرارى و پرنده در هوا و ماهى در آب .
ب - مورد دوم جايى است كه خطر از جهت عدم اطمينان به تحقق وجود باشد يعنى وجود يكى از عوضين مورد وثوق و اعتماد نباشد مانند بيع « عسب الفحل » نطفهء حيوان نر و « حبل حبله » بچهء جنينى كه در شكم ناقه است .
ج - مورد سوم جايى است كه خطر از جهت جهل به مقدار يكى از عوضين يا جنس يا وصف آن باشد مثلا مشترى به كميت يا كيفيت مبيع جاهل باشد « 1 » .
غريم
مديون ، دائن ، طلبكار ، بدهكار . « الغريم : الذى له الدين و الذى عليه الدين جميعا » ج : غرماء « 2 » .
غش
( به فتح غين مصدر و به كسر آن اسم مصدر مىباشد ) .
غش در لغت به معنى پند خالص ندادن به كسى يا ظاهر كردن خلاف آنچه در دل باشد آمده است « 3 » .
و در اصطلاح چنان كه از ظاهر كلمات فقهاء استفاده مىشود غش به معنى آميختن و مخلوط ساختن جنسى به جنس ديگر است و آن را به دو قسم تقسيم كردهاند :
الف - غش خفى و آن به نحوى است كه نوعا بر بيننده پوشيده و مستور است مثل آميختن آب به شير . اين نوع چنان كه در حدائق و مكاسب مىنويسد : بدون خلاف حرام است .
ب - غش غير خفى و آن آميختنى است كه بر بيننده نوعا مكشوف و معلوم
هامش
( 1 ) . عوائد الايام ، ص 29 - 31 .
( 2 ) . لسان العرب « غرم » .
( 3 ) . مجمع البحرين ، ص 356 ، المصباح المنير ج 2 ، ص 60 .