« غرر بنفسه تغريرا : عرضها للهلكة و الاسم الغرر « 1 » » .
چيزى كه ظاهرش محبوب و باطنش مكروه باشد ، جهل الحصول « 2 » .
بيع الغرر
( بيع ) چيزى كه ظاهرش مشترى را گول زند و باطن آن مجهول باشد و گفتهاند : آن است كه بدون تعهد و ثقت باشد .
و از هرى گويد : بيع غرر شامل بيوع مجهوله است كه بايع و مشترى به كنه آن پى نمىبرند « 3 » .
و در كتاب عوائد الايام مىنويسد : بيع غرر بيعى است كه يكى از عوضين آن در خطر يعنى در شرف هلاك و معرض تلف باشد « 4 » .
بيع غرر به اتفاق عامه و خاصه باطل است و حديث نبوى بر بطلان آن تصريح مىكند ، بدين تعبير : « نهى النبى ( ص ) عن بيع الغرر » و در تفسير آن گفتهاند : مانند بيع پرنده در هوا و ماهى در آب « 5 » .
بالجمله چنان كه در كتاب المدونة الكبرى مىنويسد : غرر مفهومى است كلى كه افراد و مصاديق زيادى دارد مانند جايى كه ثمن يا مثمن مجهول باشد . و نيز مثل ماهى در آب و پرنده در هوا و شتر گم شده و بردهء فرارى و بالاخره آنچه مردد بين سلامت و هلاكت باشد « 6 » .
غرر گاهى با جهل توأم است مانند عبد آبق ( بردهء فرارى ) كه صفات او مجهول است . و گاهى بدون جهل تحقق مىيابد مثل عبد آبقى كه صفاتش معلوم است و زمانى جهل بدون غرر محقق مىشود مانند مكيل و موزون و معدود كه كيل و وزن و عدد آن معلوم نباشد « 7 » .
موارد غرر در فقه اسلامى بيشمار است ليكن مىتوان آنها را در سه مورد
هامش
( 1 ) . لسان العرب ذيل « غرر » ، الصحاح ج 2 ، ص 768 .
( 2 ) . القواعد شهيد اول چاپ ايران سنگى 1308 ه ق ، ص 253 .
( 3 ) . النهايه چاپ ايران 1269 ه ق ماده « غرر » ، تاج العروس ج 3 ، ص 443 .
( 4 ) . عوائد الايام تأليف احمد بن محمد مهدى بن أبى ذر ، ص 29 .
( 5 ) . المغنى ( ابن قدامه ) چاپ دار المنار 1367 ه ، ج 4 ، ص 251 .
( 6 ) . المدونه الكبرى چاپ مصر 1323 ه ، ج 10 ، ص 38 .
( 7 ) . كتاب القواعد تأليف شهيد اول ، ص 253 .