عرايا
در نظر اماميه
جمع عريه ، درخت خرمايى كه از آن شخصى و در خانه يا باغ شخص ديگر باشد و آمدوشد وى پيوسته براى رسيدگى درخت موجب زحمت صاحبخانه يا باغ گردد . در اين صورت جائز است كه رطب آن را بهطور تخمين در مقابل خرماى خشك به صاحبخانه يا باغ بفروشد . و اين مورد از حرمت مزابنه مستثنى و خارج شده است .
خرما بنى كه ميوهء آن را به محتاجى دهند « 1 » .
گفته مىشود : « أعراه النخلة : وهب له ثمرة عامها و العرية النخلة المعراة » و ازهرى معتقد است كه عريه از « عرى يعرى » مشتق است و اضافه مىكند : « كانها عريت من جملة التحريم أى حلت و خرجت منها « 2 » » يعنى چون از حرمت مزابنه خارج و مستثنى گشته بدين اسم ناميده شده است .
در نظر شافعيه
آنچه جدا دارند از مساومه وقت فروختن ثمرهء نخيل ، آنچه صاحب باغ از ثمرهء نخيل خويش به قومى اختصاص مىدهد تا از آن بخورند .
بيع عرايا
بيع عرايا كه رسولخدا ( ص ) آن را رخصت داد چنان بود كه جمعى شكايت پيش آن جناب بردند كه فصل رطب فرا رسيده و ما پولى جهت خريد آن نداريم ليكن مقدارى از تمر سال گذشته نزد ما موجود است .
حضرتش اجازه داد تا بوسيله تمر رطب بخرند به شرط آنكه كمتر از پنج وسق « 3 » باشد . بيع عرايا فقط در خرما و انگور جايز است « 4 » .
در نظر حنابله و ابو حنيفه
بيع عرايا عبارت است از بيع رطب بر نخيل ( بهطور تخمين ) به خرماى خشك
هامش
( 1 ) . الخلاف ( شيخ طوسى ) چاپ مطبعه الحكمه قم ج 2 ، ص 43 ، حدائق الناضره چاپ ج 5 ، ص 166 .
( 2 ) . لسان العرب چاپ بيروت مادهء « عرا » .
( 3 ) . بار شتر ، شصت صاع ، المنجد ، ص 900 .
( 4 ) . الام ج 3 ، ص 55 - 56 .