ضمان عهده را « ضمان درك » نيز مىگويند و لفظ « درك » ( به فتح دال و راء و يا به سكون راء ) چنان كه در صحاح « 1 » مىنويسد به معنى تبعه ( آنچه از پى آيد از عوارض ) مىباشد . و يا اسم است از ادراك « 2 » .
على اى تقدير چنان كه در كشاف مىنويسد : درك ( در اصطلاح فقه ) مرادف با عهده است و آن رجوع به ثمن باشد در مورد استحقاق « 3 » .
ضمين
ضامن . در اينجا فعيل به معنى فاعل است و چنان كه در تذكره و المغنى مىنويسد : ضمين و كفيل و زعيم و حميل و قبيل بر معنى واحد اطلاق مىشوند « 4 » .
[ « ط » ]
طلق ( به كسر طاء )
به معنى حلال است گفته مىشود « هو لك طلق » و نيز طلق به معنى مطلق است و غرض مالى است كه مالك آن بتواند هر نوع تصرفى در آن بنمايد « 5 » .
يكى از شرائط مبيع آن است كه طلق باشد .
در مكاسب آرد : مراد به طلق سلطنت تام بر ملك است بطورى كه مالك بتواند آنچه خواهد نسبت به ملك خويش انجام دهد و در اين مورد مطلق العنان باشد « 6 » .
با توجه به اين شرط بيع وقف عام يا رهن يا ام ولد فى الجمله صحيح نيست « 7 » .
[ « ع » ]
عاريه
( به تشديد ياء و تخفيف آن ) و نيز عاره به معنى چيزى است كه دست بدست بنوبت گرفته مىشود و به تعبير ديگر آنچه متداول باشد بين مردم دادوستد آن .
هامش
( 1 ) . ج 4 ، ص 1582 .
( 2 ) . المصباح المنير ج 1 ، ص 119 .
( 3 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 483 .
( 4 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 كتاب ضمان المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 400 .
( 5 ) . المصباح المنير ج 2 ، ص 15 ، مجمع البحرين ، ص 456 .
( 6 ) . مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 163 .
( 7 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 85 - 89 ، شرح لمعه ج 1 ، ص 246 .