[ « ض » ]
ضامن
آنكه ضمانت كسى را در اموال كند ضامن ناميده مىشود و در ابدان كفيل .
ر ك : ضمان و كفالت .
ضراب الفحل
برجستن گشن بر ماده ، راندن حيوان نر بر حيوان ماده ، عسب الفحل ،
اجاره دادن حيوان نر به منظور ضراب حرام است و برخى از فقهاء آن را مكروه دانستهاند « 1 » . ر ك : عسب الفحل .
ضمان
عقدى است كه از براى تعهد مال يا نفس مشروع گرديده است و به عبارت ديگر :
« الضمان عقد شرع للتعهد بمال او نفس » بالجمله ضمان بهمعناى اعم و به مفهوم كلى عبارت است از تعهد مال يا بدن . قسم اخير يعنى تعهد بدن را كفالت مىگويند و تعهد مال اگر بوسيلهء كسى كه ذمهاش مشغول است انشاء گردد حواله ناميده مىشود و اگر بوسيلهء برىء الذمه انشاء شود ضمان به معنى الاخص ناميده مىشود . و چون ضمان بهطور مطلق ( بدون قيد ) به كار رود مراد قسم اخير است و آن را چنين تفسير كردهاند :
تعهد و التزام شخص برىء الذمه مالى را براى شخص ديگر كه مضمون له مىباشد « 2 » .
تعهد كننده را ضامن و شخصى را كه از وى ضمانت شده است مضمون عنه و صاحب حق ( طلبكار ) را مضمون له مىگويند .
ضمان در نظر اماميه مأخوذ از ضمن يا تضمن است بدين لحاظ كه آنچه در ذمه مضمون عنه است در ضمن ذمهء ديگرى يعنى ضامن قرار مىگيرد يا ذمه ضامن متضمن آن مىگردد « 3 » . و بدين جهت گفتهاند كه پس از تحقق ضمان ، حق يا مال از
هامش
( 1 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 159 ، تذكرة الفقهاء ج 1 ، ص 468 .
( 2 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 كتاب ضمان ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 292 ، شرائع الاسلام ج 2 ، ص 107 ، شرح لمعه ج 1 ، ص 321 .
( 3 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 كتاب ضمان ، مسالك الافهام ج 1 كتاب ضمان .