تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

شفيع

صاحب حق شفعه ، كسى كه حق شفعه دارد « 1 » . ر ك : شفعه .

شقاق

( به كسر شين ) به معنى مخالفت و يكسو شدن است و غرض آن است كه كراهت و نشوز و سركشى از دو طرف ( زن و شوهر ) باشد كه گويى هريك از زوجين در طرفى قرار گرفته است غير طرف ديگرى كه زيرا « شق » به معنى ناحيه و طرف است . بالجمله هنگام اختلاف زوجين و خروج هريك از اطاعت ديگرى كه از آن به شقاق تعبير مىشود حاكم حكمى از اهل شوهر و حكمى از اهل شوهر و حكمى از اهل زن مىفرستد براى اصلاح « 2 » چنان كه فرمود : « و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من أهله و حكما من أهلها ان يريدا اصلاحا يوفق اللّه بينهما . سورهء نساء آيهء 39 » .

شهادت

( به فتح شين ) در لغت به معنى خبر قاطع است . در قاموس مىنويسد : « شهده كسمعه شهودا : حضره فهو شاهد . ج : شهود « 3 » » . بالجمله چنان كه در كتاب المهذب و الاختيار لتعليل المختار مىنويسد : شهادت در اصل به معنى حضور است . و در شرع خبر دادن شخص از چيزى ( واقعه‌اى ) است كه هنگام وقوع و حدوث آن حاضر بوده و آن را مشاهده نموده است « 4 » . و به بيان ديگر چنان كه در كشاف و تعريفات مىنويسد : شهادت در اصطلاح اخبار به حق است بر نفع غير و ضرر ديگرى در مجلس حكم از روى يقين و عيان نه از روى تخمين و گمان . چنين مخبرى را شاهد مىگويند « 5 » .

[ « ص » ]

صداق

( به فتح صاد و به كسر آن استعمال شده است و جمع آن « صدق » به ضم صاد و
هامش
( 1 ) . فرهنگ علوم ( دكتر سجادى ) ص 318 ، فرهنگ حقوقى ( جعفرى لنگرودى ) ص 160 . ( 2 ) . مجمع البحرين ، ص 453 ، شرايع الاسلام ج 2 ، ص 339 ، شرح لمعه ج 2 ، ص 107 ، رياض المسائل ج 2 كتاب نكاح . ( 3 ) . قاموس مادهء « شهد » ، لسان العرب مادهء « شهد » . ( 4 ) . المهذب ( ابو اسحاق شيرازى ) ج 2 ، ص 323 ، الاختيار لتعليل المختار ج 2 ، ص 139 . ( 5 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 737 ، تعريفات ( جرجانى ) ص 114 .
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى ) — صفحة 119 | محسن جابرى عربلو