لازم به يادآورى است به ملاحظهء عمل عقلا در باب يد و ادلّه اعتبار و حجّيت آن تقريبا قطع حاصل مىشود كه قاعده مزبور از نوع امارات مىباشد نه اصول عمليّه و در نتيجه به هنگام تعارض ، بر آنها مقدم خواهد بود .
قاعدهء يقين ( شك سارى )
هرگاه زمان متعلّق و نيز خود متعلّق واحد بوده ولى شك و يقين مربوط به دو زمان باشد ، براى مثال شخصى ديروز يقين داشت كه جامعهاش نجس است ، منتها الآن نسبت به نجاست جامه خود در ديروز شك دارد . متعلّق زمانش ديروز است و موضوع كه طهارت و نجاست باشد نيز يكى است . و از طرفى زمان يقين و شك متعدّد است . اين حالت را قاعده يقين يا شكّ سارى مىخوانند .
وجه تسميهء آن به « شك سارى » اين است كه شك لاحق به يقين سرايت مىكند و آن را مرتفع مىسازد ، لذا در اين نوع موارد به خاطر فقدان يقين سابق ، جريان استصحاب معنا ندارد .
قضيّه عقلى تحليلى
آن است كه بحث و بررسى آن مبتنى است بر محور تفسير يك پديدهء مشخّص و معلوم . نظير بحث پيرامون حقيقت وجوب تخييرى .