قاعدهء محال بودن تكليف به غير مقدور
تكليف نمودن به چيزى كه از توان و طاقت بشرى بيرون است محال است . و اين به دو معنا است : يكى اينكه غير ممكن است مولى كسى را به جهت انجام يا ترك عملى كه از دايرهء اختيار وى خارج است مجازات كند . ديگر اينكه صدور تكليف از سوى مولى در مورد امر غير مقدور در عالم تشريع محال است هرچند مجازاتى براى مكلّف در پى نداشته باشد . زيرا نفس اين كار بر مولاى حكيم قبيح است .
قاعدهء مقتضى و مانع
عبارت است از قاعدهاى كه به موجب آن ، در وقت احراز مقتضى و شك در وجود مانع ، بنا را بر انتفاى مانع و ثبوت مقتضى مىگذاريم . در اين قاعده متعلّق شك و يقين دو چيز است ( مقتضى و مانع ) و زمانشان يكى است . براى مثال يقين داريم جامهاى در آب كرّ افتاد و اين مقتضى طهارت است و از سوى ديگر احتمال مىدهيم عين نجاست كه مانع طهارت است در آن وجود داشته است . بر اين اساس نسبت به مقتضى يقين هست ولى نسبت به رافع شك وجود دارد . ازاينرو متعلّقها از هم جدا بوده ولى زمانها واحد مىباشند و به اين ترتيب تفاوت آن با استصحاب به خوبى