قطع جزء الموضوع
قطع به نحو جزء موضوع بدين معنا است كه واقع به ضميمهء قطع سبب حصول حكم شرعى مىشود . يعنى قطع به گونهء جزء در اصل حكم موضوعيّت دارد . چنان كه در مثال : « اذا كانت صلوة الجمعة واجبة و قطعت بها يجب عليك التّصدّق » مسأله چنين است .
به اين معنا كه موضوع داراى دو جزء است يكى وجوب واقعى نماز جمعه ، ديگرى قطع مكلّف به وجوب نماز جمعه . روشن است در اين مثال قطع جزء موضوع واقع شده است . و حكم واقعى جزء ديگر آن است .
قطع موضوعى صفتى بنحو تمام الموضوع
آن است كه آنچه مطلوب شارع بوده صفت قطع است و تنها قطع ، موضوع حكم مىباشد اعمّ از اينكه قطع مطابق با واقع باشد يا نباشد . چنان كه شارع بفرمايد : « اگر نسبت به خمر قطع حاصل نمودى واجب است از آن اجتناب نمايى » . بديهى است بر مكلّف لازم است در هر حالى از آن دورى كند ، هرچند در واقع شراب نباشد . در غير اين صورت عقاب خواهد شد .
قطع موضوعى صفتى بنحو جزء الموضوع
آن است كه شارع مقدّس دو جزء را در موضوع حكم لحاظ