ناگفته نماند ، قطع طريقى داراى حجيّت ذاتى و عقلى است و هرگز قابل جعل نيست .
قطع موضوعى
منظور از قطع موضوعى آن است كه در موضوع حكم أخذ شده باشد ، بنابراين در حكم يا در موضوع حكم مدخليّت دارد . مثل اينكه در دليلى گفته شود : « اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يجب عليك التصدّق بدرهم » چنان كه ملاحظه مىفرماييد قطع به وجوب نماز جمعه در موضوع حكم ( وجوب تصدّق ) اخذ گرديده است .
البته قطع موضوعى داراى اقسامى است كه به ترتيب ذكر مىگردد .
قطع تمام الموضوع
مقصود از قطع به نحو تمام الموضوع اين است كه به محض حصول قطع ، حكم نيز پديدار مىگردد اعمّ از اينكه واقع باشد يا نباشد ، بهطور كلّى واقع در آن مدخليّتى ندارد چنان كه در مسألهء خوف ضرر ، حصول ظنّ كافى است و حقيقت وقوع ضرر در آن دخالتى ندارد بلكه تمام الموضوع همان خوف است .