متداول باشد . نظير كارشناسان رشتههاى گوناگون .
مقصود از عرف عام امرى است كه غالب مردم در آن مشترك باشند و اين عرف نزديك به « بناى عقلا » است . بديهى است ، بسيارى از ظواهر اجتماعى مردم بر اين امر انتظام يافته است . از قبيل رجوع جاهل به عالم ، عدم نقض يقين به شكّ و امثال آن .
عرف صحيح و فاسد
گاه بعضى از اعمال ميان مردم رايج و معمول است و هيچ مخالفت و مغايرتى با نصوص شرعى و نيز تفويت مصلحت و جلب مفسده ندارد . مثل آنچه مربوط به امور وقف راجع به برخى اموال منقول در ميان جامعهء اسلامى متداول است يا اطلاق لفظ بر معناى عرفى آن بدون در نظر گرفتن معناى لغوى آن . به اين نوع افعال متعارف و عادى ، عرف صحيح مىگويند .
اما عرف فاسد آن است كه بين گروهى از مردم عملى شايع مىگردد در حالى كه مخالف با شرع اسلام است . مثل معاملات ربوى .
عرف عملى و قولى
اعمال ويژهاى كه نزد بعضى از جوامع رواج داشته و ميان ايشان مصطلح و معروف است ، عرف عملى گويند . از قبيل شايع بودن