مقصود كه صرف وجود طبيعت باشد محققّ مىگردد . مثال آن مانند آيهء شريفه زير كه مربوط به مصرف صدقات است :
« إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ »
« 1 »
مصرف صدقات براى نيازمندان ، مستمندان ، متصديان وصول آن ، دلجويىشدگان ، آزاد كردن بردگان ، بدهكاران ، انفاق در راه خدا ، و به راه ماندگان واجب شده است .
بديهى است آيه مزبور در صدد بيان يك حكم كلّى دربارهء مصرف صدقات به گونهء عموم بدلى است ؛ به اين معنا كه با پرداخت آن به هر يك از موارد يادشده تكليف از عهدهء مكلف ساقط مىشود .
عرض ذاتى و عرض غريب
عرض ذاتى آن است كه بدون واسطه بر موضوع عارض شود ، خواه آن عرض ، اعمّ از موضوع بوده يا اخصّ و يا مساوى با موضوع باشد . طبعا عرض غريب نقطهء مقابل آن است يعنى آنچه به واسطهء امرى ديگر بر موضوع عارض گردد .
هامش
( 1 ) - سورهء توبه : آيهء 60 .