به اين ترتيب اصولييّن اعمّ از قدما و متأخرين پيرامون دليل عقلى بطور مستقلّ بحثى مفيد و كافى ارايه ندادهاند ازاينرو در كتابهايى چون : معالم ، رسائل و كفاية الاصول و مانند اينها به گونهء فشرده و مقطعى بدان اشاره نمودند .
شايان ذكر است تنها كسى كه از دليل عقلى به زيباترين وجه با مباحثى عميق و راهگشا به بحث نشسته علامه سيد محسن كاظمى در كتاب « المحصول » سپس شاگرد محقّق ايشان مرحوم شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب حاشيه بر معالم است ؛ و هماكنون نيز بحث به همين ترتيب به گونهء تقريبى مطرح مىباشد .
عقل بر دو قسم است :
1 - عقل نظرى
2 - عقل عملى
البته اين تقسيم مربوط به مدركات انسان است نه ادراكات عقلى ، در حقيقت مقصود از عقل همان معقول است . چه آنكه در عالم واقع اين معقولات هستند كه به دو قسم تقسيم مىشوند نه خود عقل .
به هر ترتيب هرگاه واقعيتهاى امورى در جهان با عظمت هستى مورد ادراك عقل قرار گيرند ، بدان « عقل نظرى » گويند . و هرگاه بايستىها و نبايستىها و نيكويىها و زشتىهاى افعال و بالمآل
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: محمد حسين مختارى مازندرانى
ص١٨١