تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

تساوى

دو كلى متساوىاند در صورتى كه بر هرچه كه اين كلى صدق كند آن كلى ديگر هم صدق كند . به عبارت ديگر هر دو مفهوم كلى كه همه افراد و مصاديق آنها مشترك باشد و هيچيك داراى فرد و مصداقى نباشد ، كه فرد ديگرى نداشته باشد ، آن دو كلى را متساويان و نسبت بين آنها را تساوى نامند : مانند : انسان و ناطق و يا مثل مفهوم انسان و متفكر .

تسلسل

در لغت به‌معناى روان شده آب و هر امرى است كه وجود آن موقوف بر وجود ديگرى باشد و در اصطلاح فلسفه ، تسلسل يعنى ترتب و ادامه سلسلهء علت و معلول تا بىنهايت . به عبارت ديگر تسلسل عبارت است از ترتب امور غير متناهى به نحوى كه مترتب لاحق ، مترتب بر مرتبت سابق ، و به دنبال آن باشد . و بالاخره امورى كه در ترتب وجودى به يكديگر پيوسته باشند

[ اقسام تسلسل ]

تسلسل از لحاظ امور متسلسل اقسامى به شرح زير دارد : الف : تسلسل در امور اعتبارى كه بر حسب اعتبار معتبر است و آن را تسلسل يقفى ناميده‌اند ، كه با توقف و عدم اعتبار اعتباركننده متوقف مىشود . اين نوع تسلسل را باطل ندانسته‌اند . چون در حقيقت تسلسل نيست و شخص مىتواند هر اندازه كه بخواهد اوهام و تخيلات خود را دنبال هم ادامه دهد ؟ . ب : تسلسل در حوادث و امور فانى ، اين نوع تسلسل باطل نيست . زيرا اجراى آن به‌طور تدريجى موجود و معدوم مىشود و جمع در يك وجود نخواهد بود ؛ و حوادث زمانى هريك در ظرف خود موجود است . ج : تسلسل در علّت و معلول كه عبارت است ترتب امور غير متناهى ، كه هر مرتبتى علت لاحق و معلول سابق خود باشد ، و اين نوع تسلسل باطل و محال است .