دليل بطلان تسلسل چيست ؟ چون وجود معلول يا پديده ، وجودى است وابسته . نيازمند و غير قائم به ذات خود ، و به ديگر سخن به ممكن الوجود وجود رابط هم گويند ، بنابراين هرگاه فرض كنيم چنين موجوداتى در حد بىنهايت وجود دارند لازم مىآيد كه بىنهايت وجود وابسته ، نيازمند ، قائم به غير و رابط داشته باشيم بىآنكه آن غير ، و آن وجود مستقل كه تكيهگاه اين وجودهاى وابسته و رابط است موجود باشد ، و اين محال است .
تصور بنفسه يا تفصيلى
آن است كه واضع ، خود آن معناى موضوع له را با تمام خصوصياتش تصور كند مثلا معناى انسان را با همهء اجناس و فصولى كه دارد از بعيده و قريبه .
تصور به وجهه يا اجمالى
آن است كه واضع حين الوضع نفس معناى موضوع له را با همهء خصوصيات تصور نكرده بلكه يك عنوان عام و كلى را تصور نموده كه آن عنوان منطبق بر اين معناى موضوع له و مشير به آن است .
تصويب اشعرى
شعارشان اين است كه كل مجتهد مصيب و مىگويند : خداوند در لوح محفوظ هيچ حكمى ندارد و جعل حكم از سوى خداوند تابع فتاوا و آراى مجتهدين است ، لذا اگر روزى رأى و فتواى مجتهد عوض شود حكم اللّه هم تغيير مىيابد چون همهء موضوع از براى حكم همين فتواى مفتى است و رأى او كه تغيير يافت موضوع هم تغيير يافته و با تبديل موضوع ، بالضروره حكم هم عوض مىشود بر اين اساس اصلا خلاف و واقعى در كار نيست تا بحث از مطابقت و مخالفت واقع در كار باشد .