تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

تصويب معتزلى

اين‌ها نيز شعارشان كل مجتهد مصيب است منتهى قبول دارند كه خداوند در لوح محفوظ احكامى دارد كه عالم و جاهل در آن احكام شريكند و لكن احكام واقعيه‌اى كه به درجه فعليت مىرسد و وظيفهء فعلى مكلفين مىباشد همان امورى است كه اماره بر آنها قائم شده و مؤدّاى اماره هستند و امّا احكامى كه اماره‌اى برطبق آنها قائم نشده فقط در مرحله شأنيت و اقتضا باقى مىمانند حال به عقيده اين‌ها هم اگر اماره مخالف واقع در آمد سبب اضمحلال ملاك واقع مىگردد ، و در نتيجه موجب دگرگونى در ( درك ) واقع مىشود و بر اين اساس حكم اللّه واقعى كه بر سر حد فعليت رسيده باشد تابع آراى مجتهدين است و با تبديل راى متبدل مىشود .

تعادل « 1 »

كلمه تعادل بر وزن تفاعل است و در لغت عرب به‌معناى توازن و هماهنگى استعمال شده و در اصطلاح اصوليين عبارت است از هم وزن و برابر بودن دو دليل متعارض در تمام جهاتى كه يكى بر ديگرى مىتوانست رجحان و برترى داشته باشد يعنى هيچ‌كدام واجد امتياز بر ديگرى نيست تا تقدم داشته باشد .

تعارض در اصول

آن است كه هركدام از دو دليل ، ديگرى را تكذيب نموده و مهر بطلان بر او بزند يعنى اين دليل بگويد آن دليل ديگر كذب است و واجد ملاك نيست و از مولى صادر نشده آن دليل ديگر هم بگويد كه اين دليل كذب است و ملاك صحيح را ندارد و اين منافات بين دو دليل به‌گونه‌اى است كه مكلف در عمل و چگونگى جمع بين آنها دچار سرگردانى مىشود و در هر حال قابل جمع نيستند ، تعارض داراى 7 شرط است كه در باب ( ش ) قسمت تعارض آمده است .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 3 - ص 210 .
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 79 | احمد قلى زاده