تعارض در لغت « 1 »
تعارض در لغت عرب مصدر باب تفاعل است و مشتق است از عرض كه دو معنى دارد .
1 - بهمعناى اظهار وجود كردن كه اين معنى در باب تعارض مناسب است چون هركدام از دو دليل متعارض در مقابل دليل ديگر عرض اندام و اظهار وجود مىكند .
2 - بهمعناى عرض مقابل طول است كه البته اين نيز در باب تعارض صحيح است چون متعارضين بايد در عرض هم باشند نه در طول هم يعنى بايد در يك رتبه باشند نه در دو رتبه .
تعبدى
تعبد در لغت بهمعناى دعوت به فرمانبردارى و اطاعت است و تعبدى يعنى چيزى را بدون چونوچرا پذيرفتن . هرگاه مفاد حكمى مطابق هيچيك از قواعد عقلى و عرفى نباشد و فكر بشر از يافتن محمل برآن عاجز باشد ، مىگويند اين حكم از باب تعبد است .
تقرير
آن است كه شخص در منظر و مسمع معصوم ( عليه السّلام ) فعلى را انجام دهد و يا سخنى پيرامون حكمى از قبيل شرعيه ، بر زبان جارى سازد و يا داراى اعتقاد ويژهاى باشد و معصوم ( عليه السّلام ) با علم و التفات سكوت نموده و جلوى اين عمل يا گفتار و يا پندار را نگيرد اين سكوت بهمعناى امضاى امام ( عليه السّلام ) است و به معناى صحه گذاشتن و امضا كردن آن قول يا فعل يا عقيده مىباشد .
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول - ج 2 ص 376 .