مثال : « إن جاءك زيد فاكرمه » .
منطوق آن عبارت است از وجوب اكرام برفرض مجىء زيد .
مفهومش مىشود : ان لم يجيئك فلا يجب اكرامه كه عدم وجوب ، برفرض عدم مجىء است .
نام ديگر مفهوم مخالفت ، « دليل الخطاب » است لانه مدلول للخطاب بالالتزام .
مفهوم موافقت
عبارت است از اينكه حكمى كه از مفهوم كلام استفاده مىشود ، با حكمى كه از منطوق كلام به دست مىآيد ، متفق و همسنخ و همجنس باشند . يعنى هر دو ايجابى باشند ، مانند : « اكرم ولد العالم » كه به طريق اولى دلالت مىكند بر وجوب اكرام خود عالم .
نام ديگر اين قسم از مفهوم فحوى الخطاب است . « يقال له فحوى الخطاب ، لان الفحوى هو ما يفهم من الكلام بسبيل القطع و معلوم ان وجوب اكرام العالم يفهم قطعا من وجوب اكرام ولده » .
نام ديگر آن مفهوم اولويت است .
مقدمه « 1 »
عبارت است از « ما يتوقف عليه الشى » آنكه شىء متوقف به آن است ، يعنى بايد حاصل شود تا شىء متحقق شود .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 2 - ص 259 .