دلالت تضمن
دلالت لفظ است بر جزء موضوع له كه اين جزء در ضمن آن معنى است مثلا ديوار خانه كسى خراب شده است اولى مىگويد خانهام خراب گرديده است .
البته مراد از خانه در اين جمله ديوار خانه است نه تمام خانه .
دلالت تنبيه
كه به آن دلالت ايماء نيز مىگويند عبارت است از دلالتى كه مقصود و مراد متكلم مىباشد اما صحت يا صدق كلام برآن توقف ندارد و در عين حال ، از سياق كلام متكلم يقين مىكنيم كه آن دلالت را اراده كرده و يا بسيار بعيد مىدانيم كه آن را اراده نكرده باشد . حال مهمترين موارد دلالت تنبيه عبارت است از :
1 - مواردى كه بين دو امر ، ملازمه است يا عقلا در علت و معلول يا معلولين لعلة ثالثه و يا عرفا متكلم يكى را ذكر مىكند ، و به اين وسيله مخاطب را به جايش تنبه ديگرى مىكند مثلا به رفيق خود مىگويد من تشنهام يعنى برخيز و آب بياور .
2 - جايى كه كلام متكلم مقرون به چيزى باشد كه بفهماند آن چيز علت يا شرط يا مانع يا جزاء اين حكم است و يا نسبت . مثلا شخصى به امام عرض مىكند كه من در نماز ، سوره نخواندم . چه كنم ؟ امام مىفرمايد : نماز باطل است .
از اين مىفهميم كه سوره جزء نماز است .
3 - آنجا كه متكلم در كلامش دو فعل يا بيشتر ذكر مىكند ، يكى را با متعلقاتش و ديگرى را بدون متعلقاتش ذكر مىكند و به وسيله آنكه متعلقش ذكر شده دلالت مىكند بر برخى از متعلقاتش فعل ديگر .