تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

دلالت تضمن

دلالت لفظ است بر جزء موضوع له كه اين جزء در ضمن آن معنى است مثلا ديوار خانه كسى خراب شده است اولى مىگويد خانه‌ام خراب گرديده است . البته مراد از خانه در اين جمله ديوار خانه است نه تمام خانه .

دلالت تنبيه

كه به آن دلالت ايماء نيز مىگويند عبارت است از دلالتى كه مقصود و مراد متكلم مىباشد اما صحت يا صدق كلام برآن توقف ندارد و در عين حال ، از سياق كلام متكلم يقين مىكنيم كه آن دلالت را اراده كرده و يا بسيار بعيد مىدانيم كه آن را اراده نكرده باشد . حال مهم‌ترين موارد دلالت تنبيه عبارت است از : 1 - مواردى كه بين دو امر ، ملازمه است يا عقلا در علت و معلول يا معلولين لعلة ثالثه و يا عرفا متكلم يكى را ذكر مىكند ، و به اين وسيله مخاطب را به جايش تنبه ديگرى مىكند مثلا به رفيق خود مىگويد من تشنه‌ام يعنى برخيز و آب بياور . 2 - جايى كه كلام متكلم مقرون به چيزى باشد كه بفهماند آن چيز علت يا شرط يا مانع يا جزاء اين حكم است و يا نسبت . مثلا شخصى به امام عرض مىكند كه من در نماز ، سوره نخواندم . چه كنم ؟ امام مىفرمايد : نماز باطل است . از اين مىفهميم كه سوره جزء نماز است . 3 - آنجا كه متكلم در كلامش دو فعل يا بيشتر ذكر مىكند ، يكى را با متعلقاتش و ديگرى را بدون متعلقاتش ذكر مىكند و به وسيله آنكه متعلقش ذكر شده دلالت مىكند بر برخى از متعلقاتش فعل ديگر .