كه در اين هيئت قرار گيرد ، بر اين معناى خاص ( انجام كار در گذشته ) دلالت مىكند . بر اين اساس ، آنچه مقصود واضع بوده ، وضع يك عنوان كلّى ( هيئت فعل ماضى ) است ولى واضع چارهاى ندارد كه اين تصوّر كلّى خود را مثلا در قالب ( ف ، ع ، ل ) بيان كند زيرا افراد فعل ماضى فراوان بوده و غير قابل حصر . اين قبيل وضع را « وضع نوعى » گويند .
وضع عينى
وضع عينى نيز همان « وضع شخصى » را گويند . به عنوان فوق رجوع شود .
وضع كلّى
وضع نوعى را « وضع كلّى » نيز مىگويند . به عنوان « وضع شخصى » رجوع شود .
وضع مركّبات « 1 »
در وضع شخصى و نوعى گفته شد كه يكى از اقسام وضع ، وضع نوعى است و وضع هيئت از قبيل وضع نوعى است . مثل وضع هيئت فعل ماضى و وضع هيئت اسم فاعل و . . . اكنون مىگوييم : وضع هيئت گاهى در مفردات است مانند وضع نوعى كه بيان شد ، و گاهى اين وضع در هيئتهاى تركيبى است مانند وضع هيئت تركيبى مبتدا و خبر كه براى رساندن و فهماندن حمل چيزى بر چيزى وضع شده است و مانند وضع هيئت تقديم مفعول بر فعل براى رساندن عظمت و بلندى منزلت مفعول . اين قسم را « وضع مركّب » مىنامند .
هامش
( 1 ) - همان مدرك .