تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

اقسام وضع :

هرگاه واضع بخواهد لفظى را براى معنايى وضع كند ، بايد ابتدا آن لفظ و معنايى را كه مىخواهد لفظ را براى آن وضع كند تصوّر نمايد . اين تصوّر لفظ و معنى چهار صورت دارد : 1 - وضع خاص ، موضوع له خاص . يعنى آن معنايى را كه تصوّر مىكند ، جزئى باشد ؛ به عبارت ديگر : شخص آن معنى را تصوّر نمايد و لفظ را نيز براى همان معناى خاص وضع نمايد . مثل نام‌گذارى فرزند پسرى كه متولد شده است از سوى والدين او . 2 - وضع عام ، موضوع له عام . وقتى است كه هم معنايى را كه واضع تصوّر كرده است عام است و هم لفظ را براى آن عام وضع مىكند . مثل لفظ « انسان » كه هم معناى متصوّر از « انسان » عام است و هم اين لفظ براى دلالت برآن معناى عام وضع شده است . 3 - وضع عام ، موضوع له خاص . يعنى واضع يك معناى كلّى را تصوّر كرده است ولى لفظ را براى افراد آن عام كه جزئى هستند وضع كرده است . مثل اينكه واضع « مفرد مذكر » را كه يك عنوان كلّى است تصوّر نمايد و سپس كلمه‌ى « هذا » را براى هر فردى كه مصداق آن عنوان كلّى باشد وضع كند . 4 - وضع خاص ، موضوع له عام . مشهور اصوليين معتقدند كه اين قسم ممكن نيست زيرا خاص نمىتواند نمايانگر و عنوان براى عام باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - اصول الفقه مظفر ( ره ) 1 / 11 .