تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
حساب مىآورد .

وصف

وصف بر معانى متعدّدى اطلاق مىشود از جمله : 1 - علّت قياس را وصف گويند . 2 - امر جامع معتبر در قياس را نيز « صفت » ناميده‌اند . اين دو معنى از كاربردهاى اصطلاحى اصوليين از اهل سنّت است كه قياس را يكى از منابع استنباط حكم شرعى مىدانند . 3 - برخى از فقهاى اهل سنّت وصف را بر تابع غير منفصل هر چيزى اطلاق مىكنند كه اين تابع ، هرگاه همراه شيئى باشد ، موجب افزايش نيكويى و ارزش و يا موجب زشتى و كاهش ارزش آن شىء مىشود . مثلا پارچه‌ى يك متر و نيمى براى دوخت شلوار مناسب است و وصف « يك متر و نيم » موجب مىشود كه اين پارچه داراى ارزش واقعى باشد . ولى اگر همين پارچه يك متر باشد ، اين وصف « يك متر » باعث مىشود ارزش پارچه براى دوخت شلوار از بين برود . برخى نيز گفته‌اند : وصف آن چيزى است كه وجود و عدم آن در ارزش‌گذارى شيئى ديگر از حيث افزايش و كاهش مؤثر باشد . و برخى نيز گفته‌اند . آنچه كه با از بين رفتن آن ، باقىمانده‌ى از آن ناقص مىشود « وصف » است . 4 - هرآنچه بر چيزى حمل شود را « وصف » گويند ، خواه عين حقيقت آن چيز باشد ، خواه داخل در آن چيز باشد و خواه چيزى باشد كه خارج از آن چيزى باشد كه برآن حمل مىشود . 5 - وصف ، هر چيزى است كه خارج از شيئى باشد ولى قائم به آن شىء باشد .
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 220 | مجتبى ملكى اصفهانى