به شمار مىآيد . مثلا خداوند - تبارك و تعالى - فرموده
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
. « 1 » آنچه را خداوند - تبارك و تعالى - از افراد مستطيع خواسته است ، حجّ است كه شامل اعمال و مناسك خاص در ايّام خاص است . امّا امتثال امر خداوند - تبارك و تعالى - متوقّف است بر پيمودن راه و بدون پيمودن راه ، امكان امتثال امر وجوبى شرعى اصلى ممكن نيست . پس پيمودن راه نيز واجب است ، ولى وجوب آن تبعى است .
واجب تخييرى
واجب تخييرى در مقابل « واجب تعيينى » است و آن واجبى است كه داراى بيش از يك فرد باشد و مكلّف مخيّر باشد كه هركدام از آن افراد را انجام دهد و با انجام هركدام از افراد آن ، تكليف از عهدهى مكلّف ساقط شود . به عبارت ديگر : هرگاه امتثال امر وجوبى مولا به صورت تخييرى قابل تحقّق در دو يا چند مصداق متفاوت بود ، واجب را « تخييرى » گويند . مثلا براى كسى كه عمدا روزهى ماه رمضان خود را افطار كند ، سه نوع مجازات و جريمهى دنيايى در نظر گرفته شده است : 1 - شصت روز روزه بگيرد . 2 - شصت مسكين را اطعام كند . 3 - يك برده آزاد كند . اكنون مكلّف اختيار دارد كه هركدام از اين سه جريمه را انتخاب كند و آن را انجام دهد .
واجب تعبّدى
واجباتى را كه مولا طلب مىكند ، بر دو صورت هستند : 1 - واجباتى كه بايد به قصد قربت آورده شوند . به عبارت ديگر : واجباتى كه شرط صحّت آنها ، توأم بودن
هامش
( 1 ) - آل عمران / 97 .