تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

نهى تنزيهى

در صورتى كه منع از فعل به صورت تحريمى نباشد و تنها بيانگر رجحان ترك بر انجام باشد ، آن را « نهى تنزيهى » يا « كراهت » گويند . مثل اينكه از نماز خواندن در مكانى كه مجسمه و عكس در آن وجود داشته باشد ، نهى شده است . اكنون اگر كسى در چنين مكانى نماز به جا آورد ، نماز او باطل نيست ، ولى از حيث ثواب و آثار معنوى ، در جايگاه پايين‌ترى قرار دارد .

نهى غيرى

نهى غيرى آن نهيى است كه مستقيما متوجّه چيزى نشده است ، بلكه ناشى از امر به شىء ديگر يا ناشى از نهى از چند چيز ديگر است . مثلا بنا بر عقيده‌ى كسانى كه معتقدند : امر به چيزى مقتضى از نهى از ضد آن است ، اگر كسى وارد مسجد شد و مشاهده كرد كه جايى از مسجد نجس شده است ، امر به پاك كردن مسجد متوجّه او مىشود و از طرف ديگر نهيى به وجود مىآيد كه مىگويد : كارى را كه ضد ازاله است ترك كن ، حتى نماز را . اين نهى از نماز در وقت توجّه امر به پاك كردن مسجد ، نهيى است غيرى . در دلالت و عدم دلالت نهى غيرى بر فساد ، برخى معتقدند كه اين نهى نيز حكم همان نهى نفسى را دارد . به عنوان « امر به شىء ، مقتضى نهى از ضدّ آن هست يا خير » رجوع شود .

نهى نفسى

نهى نفسى آن نهيى است كه مستقيما به چيزى تعلّق گيرد و در مقابل نهى غيرى است . مثلا رباخوارى به صورت مستقيم متعلّق نهى قرار گرفته و شارع از رباخوارى