تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

واجب غيرى

واجب غيرى يا واجب تبعى آن واجبى است كه مستقلا از مكلّف خواسته نشده است ، ولى تحقّق و امتثال واجب نفسى برآن متوقّف است . پس واجب غيرى در مقابل « واجب نفسى » يا « واجب اصلى » است . مقدّمات واجبات نفسى از اين قبيل هستند . به عنوان « واجب تبعى » رجوع شود .

واجب كفائى

مقصود از « واجب كفائى » آن حكم وجوبى است كه متوجّه همه‌ى مكلّفين مىشود به گونه‌اى كه اگر به آن واجب عمل نشود ، همه‌ى مكلّفين مؤاخذه خواهند شد ، ولى اگر برخى از مكلّفين هم آن را انجام دهند ، كفايت مىكند و از عهده‌ى سايرين نيز تكليف ساقط مىشود . مثال : غسل ، كفن و دفن ميّت مسلمان بر همه‌ى مكلّفين واجب است و اگر ترك شود ، همه‌ى مكلّفين مؤاخذه خواهند شد . ولى اگر برخى از مكلّفين اقدام به غسل ، كفن و دفن اين ميّت مسلمان بنمايند ، تكليف از عهده‌ى سايرين ساقط مىشود . به عنوان « واجب » رجوع شود .

واجب مشروط

واجب مشروط ، واجبى است كه وجوب آن متوقّف و مشروط بر چيزى باشد و در مقابل « واجب مطلق » است . مثلا وجوب حجّ متوقّف و مشروط است بر حصول استطاعت . واجب مشروط را « واجب مقيّد » نيز مىنامند .

واجب مضيّق

واجب مضيّق يكى از اقسام واجب موقّت است . وقتى واجب را نسبت به وقت