مطابق بودن آن با آنچه كه مولا خواسته است و فساد بدن ، يعنى بيمار بودن آن ؛ فساد معامله ، يعنى نداشتن يكى يا برخى از شرايط معتبر و فساد عبادت ، يعنى عدم مطابقت آنچه كه انجام گرفته با آنچه كه مولا خواسته است .
4 - متعلّق نهى : متعلّق نهى در مبحث ما بايد چيزى باشد كه قابل توصيف به وصف صحّت و فساد باشد و تنها اين امور هستند كه مورد بحث واقع مىشوند .
5 - مقصود از عبادت در اين بحث ، آن عباداتى است كه قصد قربت از شرايط صحيح بودن آنها به شمار مىآيد . پس برخى اعمال هرچند مىتوانند در قالب عبادت انجام شوند مانند پاك كردن لباس به قصد قربت ، ولى چون قصد قربت شرط صحّت اين قبيل اعمال نيست ، لذا اين اعمال از محل بحث خارجاند . « 1 »
بعد از روشن شدن مقصود از اصطلاحات مورد استفاده در عنوان بحث و روشن شدن محل نزاع ، اكنون مىگوييم : در اين مسئله سه قول وجود دارد :
1 - نهى مقتضى فساد در منهى عنه است ، هم در عبادات و هم در معاملات . « 2 » اين قول را گروهى از علماى شيعه و اهل سنّت اختيار كردهاند از جمله : مرحوم سيّد مرتضى « 3 » ( ره ) ، مرحوم شهيد ثانى « 4 » ( ره ) و مرحوم فاضل تونى ( ره ) از علماى شيعه و ابن حاجب از علماى اهل سنّت . « 5 »
2 - نهى دلالت بر فساد منهى عنه نمىكند ، چه در عبادات و چه در معاملات .
هامش
( 1 ) - اصول الفقه مظفر ( ره ) : 1 / 307 .
( 2 ) - البته در اين قول نيز اختلاف است . برخى مانند شهيد ثانى ( ره ) و سيد مرتضى ( ره ) معتقدند كه اين دلالت بر فساد ، از جهت لفظ است و برخى آن را دلالت ناشى از شارع و شرع مىدانند . تمهيد القواعد : 141 .
( 3 ) - الوافية : 100 .
( 4 ) - همان مدرك .
( 5 ) - همان مدرك .