نفل « 1 »
نفل ( به فتح نون و سكون فاء ) در لغت عبارت است از زياده . و امّا در اصطلاح شرعى بر چند معنى اطلاق مىشود از جمله : 1 - بر غنيمت اضافهاى كه به برخى از جنگجويان اختصاص مىيابد . 2 - بر اعمال مطلوب شرع كه زايد بر واجبات هستند .
اين قبيل اعمال مطلوب شرعى را هرچند مىتوان از مصاديق « مأمور به » به شمار آورد و انجام آنها نيز داراى ثواب است ، ولى ترك اينگونه اعمال موجب عقاب نيست . نفل را « مستحب » ، « تطوّع » و « مندوب » نيز مىنامند . به عنوان « مستحب » رجوع شود .
نوع
به عنوان « كليات خمس » رجوع شود .
نهى « 2 »
نهى در عرف علماى علم نحو عبارت است از نفس صيغهى « لا تفعل » . در اصطلاح اصوليين و اهل معانى ، نهى نيز مانند امر است در اعتبار و عدم اعتبار بلندمرتبهتر بودن و يا ادعاى بلندمرتبهتر بودن نهىكننده . بههرحال ، نهى عبارت است از چيزى كه دلالت بر طلب ترك نمايد .
بسيارى از مباحث پيرامون « امر » در « نهى » نيز جريان دارد از جمله : دلالت نهى
هامش
( 1 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1721 .
( 2 ) - الكفاية : 1 / 232 ؛ كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1730 ؛ اصول الفقه مظفر ( ره ) : 1 / 95 - 306 ؛ العدّة 1 / 255 ؛ الذريعة : 1 / 174 ؛ المستصفى : 2 / 20 ؛ ارشاد الفحول : 109 ؛ المحصول سبحانى : 2 / 161 ؛ المعتمد : 1 / 168 ؛ الاحكام آمدى : 1 / 406 ؛ المحاضرات : 4 / 81 ؛ انوار الاصول : 1 / 529 ؛ نهاية الاصول : 245 ؛ الوافية : 77 ؛ الفصول : 119 ؛ القوانين : 135 .