بر فور يا تراخى ، وضع صيغه براى طلب ترك و منع ، يا دلالت آن بر حرمت ، دلالت و عدم دلالت نهى بر مره و تكرار و . . .
آيا مقتضاى نهى ، خوددارى كردن از انجام فعل ( كفّ نفس ) است تا امرى وجودى باشد ، يا تنها ترك فعل مقتضاى نهى است تا اين كه امرى عدمى باشد ؟
آيا اجتماع امر و نهى جايز است ؟ به عنوان « اجتماع امر و نهى » رجوع شود .
آيا نهى دلالت بر فساد مىكند ؟
قبل از بيان اقوال لازم است چند اصطلاح را به صورت مختصر توضيح دهيم .
1 - دلالت : مقصود از دلالت و عدم دلالت نهى بر فساد چيست ؟ مرحوم مظفر ( ره ) معتقد است كه : مقصود دلالت لفظى نيست تا اينكه مسئله داخل در مباحث الفاظ گردد ، بلكه مقصود اين است كه : آيا از نظر عقل ، اقتضاى نهى ، فساد منهى عنه است ؟ يعنى در واقع ، بحث از ثبوت ملازمهى عقلى بين نهى از چيزى و فساد آن و عدم ثبوت چنين ملازمهاى است . پس مسئلهى فوق از مباحث ملازمات عقلى است .
2 - نهى : مقصود از نهى ، آن معنايى است كه شامل نهى تحريمى و تنزيهى ( كراهت ) و نفسى و غيرى شود .
3 - فساد : كلمهى « فساد » مقابل « صحّت » است و تقابل بين اين دو كلمه از نوع تقابل عدم و ملكه است . بر اين اساس ، چيزى را مىتوان به وصف « فساد » توصيف نمود كه قابليّت و صلاحيّت اتّصاف به « صحّت » را داشته باشد . و البتّه صحّت هر چيزى به حسب خود آن چيز است مثلا صحّت بدن ، يعنى نداشتن بيمارى و درد ؛ صحّت معامله ، يعنى دارا بودن تمام شرايط معتبر در معامله و صحّت عبادت ، يعنى