نظرى
نظرى در مقابل ضرورى و عملى است و به آن « كسبى » و « مطلوب » نيز مىگويند . علم نظرى آن علمى است كه حصول آن نياز به كسب و نظر و فكر دارد ، مانند تصوّر حقيقت روح و مانند تصديق به اينكه زمين متحرّك است .
نعت « 1 »
نعت در لغت « صفت » را گويند . چه فرقى هست بين نعت و صفت ؟ برخى گفتهاند : نعت ، تنها براى مدح مورد استفاده قرار مىگيرد ، ولى صفت ، هم در مدح استعمال مىشود و هم در ذمّ .
و امّا نعت در اصطلاح ادبى عبارت است از : تابعى كه دلالت مىكند بر معنايى در متبوع خود و مقيّد به مادّهى خاصّى هم نيست به خلاف برخى ديگر از توابع كه تنها در قالب موادّ خاصّى بر وجود معنايى در متبوع خود دلالت مىكنند . مثلا در جملهى : اعجبنى زيد علمه ، كلمهى « علمه » بدل « زيد » است و دلالت مىكند بر وجود علم در زيد . ولى اگر به جاى كلمهى « علمه » بگوييم : « غلامى » يعنى : اعجبنى زيد غلامى ، ديگر چنين دلالتى بر وجود معنايى در متبوع ، از ناحيهى تابع وجود نخواهد داشت . امّا در صفت و موصوف اينگونه نيست ، زيرا هيئت تركيبى بين صفت و موصوف به گونهاى است كه تابع دلالت مىكند بر وجود معنايى در متبوع خويش ، در قالب هر مادّهاى كه باشد . مثلا وقتى بگوييم : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم .
كلمات « الرّحمن » و « الرّحيم » دو صفت براى لفظ جلالهى « الله » هستند و به جاى هركدام از اين دو صفت مىتوان مادّهى ديگرى قرار داد مانند « الرزّاق » ، « الغفور » ،
هامش
( 1 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1711 .