تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
اصوليين و فقهاء مورد بحث است ، معناى اوّل كلمه‌ى نسخ ( ازاله ) است . ازاله به معناى بر طرف كردن و جايگزين نمودن ، و از بين بردن است . « 1 »

نسخ در اصطلاح شرعى :

در بيان معناى شرعى نسخ ، بايد كاربرد اين كلمه توسط برخى از صحابه‌ى پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله را استثناء كنيم . چرا كه برخى از صحابه آن‌چنان توسعه‌اى در معناى كلمه‌ى نسخ داده بودند كه نسخ ، شامل هرگونه مخالفت ظاهرى در آيات قرآنى و احكام آن مىگرديد ، به گونه‌اى كه مقيّد را نسبت به مطلق ، خاص را نسبت به عام و امثال آن را از قبيل ناسخ و منسوخ به شمار مىآورند . « 2 » از آن برهه‌ى زمانى كه بگذريم ، چنين توسعه‌يى در معناى كلمه‌ى نسخ ، جاى خود را به تعريف جامع‌ترى داد و دايره‌ى اين كلمه را محدودتر نمود ولى در عين حال ، در تعريف كلمه‌ى « نسخ » اختلاف است . نسخ در اصطلاح عبارت است از : رفع حكم ثابت شرعى به وسيله‌ى خطاب شرعى ديگرى كه متأخّر از خطاب اوّل باشد ، به جهت به سرآمدن مدّت و رفع ملاك و مصلحت حكم سابق به گونه‌اى كه اگر خطاب ناسخ نمىبود ، همچنان آن حكم شرعى قبلى باقى مىماند . « 3 »

امكان و وقوع نسخ :

اكثر علماى اسلامى معتقدند كه : نسخ امرى است ممكن و در شريعت اسلامى نيز واقع شده است . مرحوم خويى ( ره ) مىگويد : معروف بين عقلاى مسلمان و غير
هامش
( 1 ) - دائرةالمعارف الاسلامية الشيعية : 3 / 428 . ( 2 ) - همان مدرك . ( 3 ) - عبارت بسيارى از كتب اصولى قريب به همين معنا است . از جمله : البيان خويى ( ره ) : 276 ؛ الاحكام آمدى : 2 / 98 ؛ المحصول رازى : 1 / 526 ؛ ارشاد الفحول : 183 .
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 190 | مجتبى ملكى اصفهانى