مشابهت داشته باشد و در هنگام ذكر سند يك حديث ، خصوصيتى كه موجب شناخت و تمييز اين راوى از راوى ديگر شود ذكر نشده باشد . البتّه اگر هر دو راوى كه مشابهت در اسم يا لقب دارند ، ثقه باشند ، اين اهمال در ذكر خصوصيت جداكنندهى آنها از يكديگر موجب ضعف سند نمىشود .
ناسخ
در اصطلاح اصوليين ، ناسخ آن دليل شرعى را گويند كه با آمدن خود ، يك حكم شرعى كلّى را كه سابق وجود داشت برداشته و منتفى مىگرداند ، به گونهاى كه اگر اين ناسخ نمىآمد ، آن حكم شرعى سابق همچنان به قوّت خود باقى مىماند . به عنوان « نسخ » رجوع شود .
ناقل
به عنوان « مقرّر » رجوع شود .
ندب
به عنوان « مستحبّ » و « نفل » رجوع شود .
نسخ « 1 »
نسخ در لغت به معناى ازاله و نقل آمده است . « 2 » نسخهبردارى كتاب از قبيل معناى دوّم كلمهى نسخ است و همچنين تناسخ ارواح . ولى آنچه در ميان
هامش
( 1 ) - المعالم : 217 ؛ اصول الفقه مظفر ( ره ) : 2 / 48 ؛ الكفاية : 1 / 224 ؛ مبادى الوصول : 174 ؛ المحصول رازى : 1 / 525 ؛ الذريعة : 1 / 413 ؛ البيان خويى ( ره ) : 275 ؛ دائرةالمعارف الاسلامية الشيعية : 3 / 428 ؛ المستصفى : 1 / 128 ؛ الاصول العامّة : 245 ؛ الاحكام آمدى : 2 / 96 ؛ كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1691 ؛ العدّة : 2 / 485 ؛ ارشاد الفحول : 183 ؛ المعتمد : 1 / 363 .
( 2 ) - العدّة : 2 / 485 ؛ الاحكام آمدى : 2 / 96 ؛ المحصول رازى : 1 / 525 ؛ المعتمد : 1 / 364 .