شرعى اين قبيل مقدّمات ، عقل حكم مىكند به لزوم انجام آنها ، زيرا ترك اين قبيل مقدّمات موجب فوت ذى المقدّمه مىشود .
مقدّمهى مقارن « 1 »
مقدّماتى را كه همزمان با ذى المقدّمه است « مقدّمهى مقارن » گويند . مثل طهارت و روبهقبله بودن براى نماز .
مقدّمهى مقارن سه قسم است : 1 - مقدّمهى مقارن براى حكم تكليفى . مثل بلوغ و عقل نسبت به وجوب نماز و روزه . 2 - مقدّمهى مقارن براى حكم وضعى . مثل شرايط دو طرف معامله از قبيل : عقل و بلوغ نسبت به حصول ملكيت . 3 - مقدّمهى مقارن براى مأمور به . مثل روبهقبله بودن و طهارت لباس و بدن نسبت به نماز .
مقدّمهى موصله « 2 »
بين اصوليين اختلاف است كه : بنا بر قول به ملازمهى بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ، آيا مطلق مقدّمه واجب است ، خواه موصله باشد و خواه غير موصله ، يا تنها مقدّمهى موصله واجب است ؟ در مقصود از « مقدّمهى موصله » نيز اختلاف در تعبير وجود دارد . به عبارت ديگر ، كه دربردارندهى اختلاف در تعريف « مقدّمهى موصله » نيز باشد : آيا مطلق مقدّمه واجب است آنگونه كه مشهور مىگويند ؟ يا آنگونه كه به مرحوم صاحب معالم نسبت داده مىشود ، تنها مقدّمهاى واجب است كه به قصد رسيدن به ذى المقدّمه آورده شود ، به گونهاى كه
هامش
( 1 ) - همان مدرك : 248 و اصطلاحات الاصول : 256 .
( 2 ) - نهاية الاصول : 191 ؛ الفصول : 81 ؛ الكفاية : 1 / 181 ؛ المعالم / 74 ؛ مطارح الانظار : 72 - 76 ؛ المحصول سبحانى : 1 / 575 .