چيزى را گويند كه واقعا وجود ذى المقدّمه برآن متوقّف باشد و چنين توقّفى را عقل درك كند . مثلا انجام حجّ از ديدگاه عقل متوقّف است بر پيمودن مسير منتهى به مكّه .
مقدّمهى علم « 1 »
مقدّمهى علم ، هر امرى را گويند كه مكلّف براى اطمينان يافتن و علم پيدا كردن به امتثال امر مولا انجام مىدهد . مثلا مكلّف نمىداند قبله در كدام جهت است .
براى اطمينان يافتن از اين كه امر مولا مبنى بر « روبهقبله نماز خواندن » را امتثال نموده است ، به چهار جهت نماز مىگذارد . شكّى نيست كه « مقدّمهى علم » از بحث وجوب يا عدم وجوب « مقدّمهى واجب » خارج است ، زيرا در مثال فوق ، آنچه واجب بوده ، نماز به سوى قبله است و ساير نمازها تنها مقدّمهى حصول علم به واجب و فراغ ذمه و برحذر بودن از عذاب هستند و امّا آن نماز به سوى قبله ، عين واجب است نه مقدّمهى واجب و وجوب ساير نمازها نيز وجوبى عقلى است نه وجوب ناشى از امر به نماز به سوى قبله .
مرحوم اصفهانى ( ره ) مىگويد : مرجع مقدّمهى علم ، مقدّمهى وجود است . « 2 »
مقدّمهى غير موصله
مقدّمه در يك تقسيم به « موصله » و « غير موصله » تقسيم مىشود . مقدّمهى غير موصله آن مقدّمهاى را گويند كه منجر به رسيدن به ذى المقدّمه نگردد . به عنوان « مقدّمهى موصله » رجوع شود .
هامش
( 1 ) - المحاضرات : 2 / 302 ؛ نهاية الاصول : 158 .
( 2 ) - الفصول : 86 .