از نظر زمان وجود ، لازم است كه قبل از ذى المقدّمه ( نماز ) آورده شود .
مرحوم آخوند خراسانى ( ره ) همان اشكال مربوط به مقدّمهى متأخر را در مقدّمهى متقدّم و مقارن نيز جارى مىداند . جواب ايشان همان مطلبى است كه در عنوان « مقدّمهى متأخّر » بدان اشاره شده است .
مقدّمهى معدّ
مقدّمهى « معدّ » مقدّمهاى است كه زمينهساز وجود ذى المقدّمه است . به عبارت ديگر : مقدّمهى معدّ ، آن مقدّمهاى است كه ذى المقدّمه ( معدّ له ) در هنگام وجود آن ( معدّ ) وجود ندارد ، ولى وجود ذى المقدّمه متوقّف است بر اتيان آن . مثلا بلند كردن عصا براى زدن ، مقدّمهى تحقّق زدن است و زدن ، متوقّف است بر بلند كردن عصا ، ولى بلند كردن عصا لزوما مستلزم تحقّق زدن ( ذى المقدّمه ) نيست .
مقدّمهى مفوّته « 1 »
برخى از واجبات داراى زمان معيّنى هستند مانند مناسك حجّ كه بايد در روزهاى خاصّى از ماه ذىالحجّه انجام شود . بدون شكّ ، انجام مناسك حجّ در آن ايّام خاص ، نياز به مقدّماتى دارد كه بايد قبل از فرا رسيدن آن ايّام ، اين مقدّمات را انجام داد . مثلا كسى كه در ايران زندگى مىكند ، بايد قبل از فرا رسيدن ايّام حجّ ، مقدّمات آن از قبيل تهيهى گذرنامه و پيمودن راه را انجام دهد تا بتواند مناسك حجّ را در زمان خود بجا آورد . انجام ندادن اين مقدّمات ، موجب فوت ذى المقدّمه ( مناسك حجّ ) مىگردد . اين قبيل مقدّمات را كه ترك آنها موجب فوت ذى المقدّمه مىگردد « مقدّمات مفوّته » گويند . ترديدى نيست كه حتى در صورت عدم وجوب
هامش
( 1 ) - اصول الفقه مظفر ( ره ) : 1 / 250 .