است ، هرچند كه آن امر استحبابى اوّلى با آمدن امر غيرى ، در آن فانى مىشود و در واقع ، امر غيرى ، چيزى جز بيان استمرار همان مطلوبيّت و محبوبيّت و رجحان ذاتى هركدام از طهارات سهگانه نيست . پس اين امر غيرى نيز امرى عبادى خواهد بود با اين تفاوت كه عباديّت آن ناشى از نفس اين امر غيرى نيست ، بلكه چون اين امر غيرى در واقع ادامهدهندهى آن مطلوبيّت و رجحان ذاتى ناشى از امر استحبابى قبلى است ، رنگ و بوى عبادى گرفته و حكم امر نفسى عبادى را دارد . « 1 »
مقدّمهى عدم مانع
مانع چيست ؟
مانع ، عبارت از آن چيزى است كه وجودش موجب عدم وجود ذى المقدّمه مىگردد ولى عدمش موجب وجود ذى المقدّمه نمىشود . مثلا سفر در برخى موارد موجب عدم وجود روزه مىشود ولى عدم سفر موجب وجود روزه نمىشود زيرا ممكن است كسى مسافر نباشد و در عين حال به جهت بيمارى يا علّت ديگرى روزهدار هم نباشد .
برخى اصوليين عدم وجود مانع را نيز از مقدّمات وجود ذى المقدّمه دانستهاند .
به عبارت ديگر : عدم مانع آن چيزى است كه تنها در قابليت ذى المقدّمه براى وجود مؤثر است . « 2 »
مقدّمهى عقلى « 3 »
يكى از اقسام مقدّمهى خارجى « مقدّمهى عقلى » است . مقدّمهى عقلى هرآن
هامش
( 1 ) - اصول الفقه : 1 / 255 به بعد .
( 2 ) - نهاية الاصول : 160 .
( 3 ) - همان مدرك : 157 و اصول الفقه مظفر ( ره ) : 1 / 245 .