تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
سوزاندن و سوختن است . اين قسم از مقدّمه‌ى سببى را مىتوان منطبق بر « علّت تامه » دانست . استاد سبحانى معتقد است كه تعريف اوّل براى « مقدّمه‌ى سببى » بهتر است . « 1 »

مقدّمه‌ى شرط « 2 »

مقدّمه‌ى شرطى ، آن مقدّمه‌اى است كه وجود آن ، تنها موجب ثبوت قابليت در ذى المقدّمه است ولى عدم آن ، مستلزم عدم ذى المقدّمه خواهد بود . به عبارت ديگر : مقدّمه‌ى شرطى آن مقدّمه‌اى است كه عدم آن مستلزم عدم وجود ذى المقدّمه خواهد بود ولى وجود آن مستلزم وجود ذى المقدّمه نخواهد بود . مثلا خشك بودن هيزم باعث مىشود كه هيزم قابليت آتش گرفتن و سوختن را پيدا كند و عدم خشك بودن هيزم ، آتش نگرفتن و نسوختن را در پى خواهد داشت . خشك بودن هيزم ، تنها باعث ثبوت قابليت آتش گرفتن و سوختن در هيزم است ، نه اينكه لزوما خشك بودن مستلزم سوختن باشد ، زيرا چه‌بسا كه هيزم خشك موجود باشد ولى سوزانده نشود . بنابراين ، وجود مقدّمه‌ى شرطى مستلزم وجود ذى المقدّمه نخواهد بود ولى عدم آن موجب عدم وجود ذى المقدّمه خواهد بود .

مقدّمه‌ى شرعى

مقدّمه‌ى شرعى ، آن مقدّمه‌اى است كه شرع حكم به مقدّمه بودن آن نموده باشد . مثلا روبه‌قبله بودن از مقدّمات نماز است و اين مقدّمه و شرطى است كه شرع بيان كرده است . مقدّمه‌ى شرعى در مقابل « مقدّمه‌ى عقلى » و « مقدّمه‌ى عادى » است . به عناوين مذكور مراجعه شود . مرحوم خويى ( ره ) تقسيم مقدّمه به
هامش
( 1 ) - همان مدرك . ( 2 ) - همان مدرك .
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 168 | مجتبى ملكى اصفهانى