مقدّمه » مورد بحث است ، همين مقدّمهى خارجى است و الّا مقدّمهى داخلى هر شيئى عبارت است از همان اجزاى تشكيلدهندهى آن شىء و بدون شكّ ، امر به هر چيزى ، امر به اجزاى تشكيلدهندهى آن خواهد بود . به عنوان « مقدّمهى واجب » و « مقدّمهى داخلى » رجوع شود .
مقدّمه خارجى بر دو قسم است « 1 » :
1 - مقدّمهى خارجى به معناى اعم .
مقدّمات خارجى به معناى اعم ، آن مقدّماتى هستند كه جزء مقوّم و تشكيلدهندهى ماهيّت نيستند ولى ماهيّت ، مقيّد به آن مقدّمات است . مثلا طهارت بدن يا لباس از مقدّمات تشكيلدهندهى حقيقت نماز نيستند ولى خداوند - تبارك و تعالى - نماز به قيد طهارت بدن و لباس را خواسته است . به عبارت ديگر : نماز ، بر نماز بدون طهارت بدن و لباس نيز صدق مىكند ولى مولا چنين نمازى را نخواسته است بلكه قسم خاصّى از نماز را از مكلّف خواسته است و آن نمازى است كه همراه با طهارت بدن و لباس باشد . اين قسم مقدّمات را « مقدّمات داخلى به معناى اعم » نيز مىگويند .
2 - مقدّمهى خارجى به معناى اخصّ .
اين قسم از مقدّمات ، مقدّماتى هستند كه نه از مقدّمات تشكيلدهندهى حقيقت و ذات ماهيّتاند و نه از مقدّماتى هستند كه مولا واجب را مشروط به دارا بودن و همراه بودن با آن مقدّمات از مكلّف خواسته باشد بلكه اين مقدّمات از امورى هستند كه واجب براى تحقّق خود در خارج به آنها نياز دارد . مثلا اگر كسى
هامش
( 1 ) - همان مدرك .