تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

مفهوم شرط

جمله‌ى شرطيه بر دو قسم است : 1 - آن جمله‌ى شرطيه‌اى كه در مقام بيان موضوع حكم است . يعنى جزء اوّل ( مقدّم ) همان موضوع حكم است كه تحقّق حكم در جزء دوّم ( تالى ) متوقّف و منوط به تحقّق شرط در جزء اوّل است به گونه‌اى كه نمىتوان حكم را بدون آن شرط تصوّر كرد . يعنى شرط محقّق موضوع است . مثال : اگر داراى فرزند پسر شدى ، نام او را على بگذار . شكّى نيست كه تحقّق جزء دوّم ( تالى ) كه نام على گذاشتن است متوقّف و منوط بر تحقّق جزء اوّل ( مقدّم ) است ، يعنى بايد داراى فرزند پسرى بشود تا نام على را بر او بگذارد . اين قبيل جملات شرطى مفهوم ندارند زيرا صحيح نيست گفته شود : اگر داراى فرزند پسر نشدى ، اسم او را على نگذار . چرا كه اصولا حكم منتفى شده است و با پسر نبودن فرزند ، حكمى باقى نمىماند تا ما آن را منتفى كنيم و به اصطلاح ، سالبه به انتفاء موضوع است . عدم تحقّق موضوع ، انتفاء حكم را به دنبال دارد . 2 - آن جمله‌ى شرطيه‌اى كه شرط محقّق موضوع نباشد . يعنى ممكن است كه جزا بدون وجود و تحقّق شرط نيز تحقّق يابد . مثال : اگر دوستت به تو نيكى كرد ، به او نيكى كن . در اين جمله ممكن است دوست نيكى نكند ولى مخاطب به او نيكى كند . به عبارت ديگر : تحقّق جزا ( نيكى كردن مخاطب ) متوقّف و منوط به تحقّق شرط ( نيكى كردن دوست ) نيست . اين قبيل جملات شرطى محل بحث هستند . آيا در اين قبيل جملات ، انتفاء حكم در صورت انتفاء شرط از جمله‌ى شرطى استفاده مىشود ؟ مرحوم مظفر ( ره ) مىگويد : دلالت جمله‌ى شرطى بر مفهوم متوقّف است بر سه شرط مترتّب بر يكديگر كه ظهور جمله‌ى شرطيه در شرط اوّل و دوّم به وضع است