مىدانند ؟ پس چگونه در حالى كه مفاهيم از جملهى ظواهر هستند در حجيّت آنها اختلاف است ؟ شايد بحث در مفاهيم صغروى باشد ، يعنى بحث اين باشد كه : آيا اصولا شرط ، وصف ، غايت و . . . مفهوم دارند يا خير ؟ مسلما اگر اين عناوين داراى مفهوم باشند ، مفهوم آنها حجّت خواهد بود زيرا كه ظاهر حجّت است و مفهوم نيز در زمرهى ظواهر است . مرحوم مظفر ( ره ) مىگويد : نزاع در بحث مفاهيم ، در حقيقت نزاع در اصل ظهور جمله در مفهوم است نه در حجيّت مفهوم . « 1 » مثلا نزاع در مفهوم شرط اين است كه آيا جملهى شرطيه با قطع نظر از هرگونه قرينه خاصّى ، دلالت مىكند بر انتفاى حكم نزد انتفاى شرط و آيا جمله شرطيه ظهور در چنين معنايى دارد يا خير ؟ و الّا ، بعد از فرض دلالت جملهى شرطيه بر مفهوم ، بحثى در حجيّت اين ظهور نخواهد بود . كما اينكه بحثى نيست كه گاهى وجود قرينه خاصّى موجب مىشود كه برخى از اين جملات داراى مفهوم باشند . « 2 »
پيرامون حجيّت و عدم حجيّت مفاهيم و يا ثبوت و عدم ثبوت مفهوم در شرط ، وصف ، غايت ، حصر ، و . . . بايد گفت : عبارتها در كتب اصولى متفاوت و مختلف است . برخى به صورت مطلق گفتهاند كه مفهوم شرط ، وصف ، غايت و عدد معتبر و حجّت است و برخى ديگر از علما هيچكدام از مفاهيم را معتبر نمىدانند . « 3 » برخى ديگر گفتهاند : مفهوم مخالف حجّت است « 4 » ؛ و اقوال ديگر . ولى جداى از
هامش
( 1 ) - البتّه برخى از اصوليين نيز با اين مبنا مخالفت كردهاند و معتقدند كه اولا : مقولهى مفاهيم از مقولات مبتنى بر مبناى عقلا است و ارتباطى به دلالت لفظى ندارد . ثانيا : نزاع در مفاهيم نزاع كبروى است نه صغروى . يعنى بحث در حجيّت اين بناى عقلا است . به عبارت ديگر : عقلا از برخى جملات مفهوم را استفاده مىكنند و اكنون بحث در اين است كه آيا اين بناى عقلا حجّت است يا خير ؟ نهاية الاصول : 294 .
( 2 ) - اصول الفقه : 1 / 103 .
( 3 ) - اصول الفقه خضرى بك : 123 .
( 4 ) - المعالم : 146 .