مفهوم حصر
حصر دو معنى دارد : 1 - آنچه در علم معانى به عنوان « قصر » مطرح است مانند قصر صفت بر موصوف و قصر موصوف بر صفت . در جملهى « لا فتى الا على » قصر صفت بر موصوف است و در جملهى
ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
« 1 » ؛ قصر موصوف است بر صفت . 2 - معنايى كه هم شامل قصر شود و هم شامل استثناء مانند
فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا
« 2 » . پس همه از آن آب نوشيدند مگر عدّهى كمى . آنچه در علم اصول از جهت نفى و اثبات مفهوم مورد بحث است معناى دوّم است . « 3 » در زبان عربى يكى از معانى كلماتى مانند : الّا ، بل ، انّما و بعضى از اشكال خاص تركيب جمله مانند تقدّم مفعول بر فعل و فاعل و معرفه كردن مسند اليه با « ال » جنس و . . . دلالت بر حصر است . هرگاه جملهاى با يكى از ادات حصر همراه شود ، مقتضاى محاورات عرفى اين است كه داراى مفهوم مخالف است . بنابراين ، حكم مذكور در جمله اختصاص به همان موضوعى خواهد داشت كه متكلّم در كلام خود آن را منحصر به داشتن آن حكم كرده است . البتّه در توسعه و ضيق مفهوم حصر و دليل حجيّت مفهوم حصر و در اين كه آيا دلالت كلماتى مانند « الّا » بر مخالفت و مغايرت حكم موضوع بعد از آن با حكم موضوع قبل از آن از باب دلالت منطوق است يا مفهوم ، اختلاف وجود دارد ، ولى فى الجملة آنچه ميان اصوليين شهرت دارد ، قول به مفهوم حصر و حجيّت آن است . « 4 »
هامش
( 1 ) - آل عمران / 144 .
( 2 ) - البقرة / 249 .
( 3 ) - اصول الفقه : 1 / 117 .
( 4 ) - همان مدرك و تهذيب الاصول سبزوارى ( ره ) : 1 / 121 و المحصول سبحانى : 2 / 421 .