تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آزمونهاى بسيار فرا چنگ آورده بود ، به هيچ روى ، ناشيانه عمل نمىكرد . و ديديم كه ناشيانه عمل نكرد ، بلكه بس هوشمندانه و با آگاهى به كار خويش دست زد . و يكى از وسيعترين و نيرومندترين و پرهزينه‌ترين گروههاى خود را براى در هم كوبيدن عامل مقاوم ( دين ) بسيج كرد . در سرزمينهايى چون هند و مصر و سوريه ، كه صاحب چند هزار سال فرهنگ و شخصيت قومى بودند ، و دوازده - قرن بود كه با اسلام آشنا گشته و مسلمان شده بودند ، و برخوردار از فرهنگ غنى و والاى اسلام بودند ( فرهنگى كه در سر لوحهء تعاليم آن ، حريت و اعتماد به نفس قرار داشت و شخصيت داشتن ، كه
« لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ »
- عزت و شكوه همانا از آن خداوند است و پيامبر او و مردم با ايمان ) ، در چنين سرزمينهايى چگونه مىشد بىمقدمه پا گذاشت ، و بىزمينه‌سازى استيلا يافت ، و بهره كشيد ، و غارت كرد ، و ظفر يافت ، و انحطاط بخشيد ، و بىهويتى آفريد ؟ اين بود كه لبهء تيز تيغ بر پيكر اسلام گذاشته شد . يعنى در صدد بر آمدند تا ملتهاى اسلامى را دچار تفرقه و تشتت و اختلافات داخلى كنند ، و سپس آنان را مورد انواع هجومها قرار دهند . مىدانيم كه در ميان مسلمانان آنهمه اختلاف و دشمنى و فرقه سازيها كه در مسيحيت وجود داشته است و دارد نبوده است و نيست . ليكن اختلاف دو فرقهء برادر سنى و شيعه ، هرگاه دشمن بخواهد از آن بهره برد ، و دوست ، آگاهى خويش را از دست نهد ، مىتواند زيانها آفريند و تباهيها به بار آورد .