تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
صنعتى ، كم كم از ايتاليا گذشته بود و در فرانسه ، اسپانيا ، آلمان ، انگلستان و ديگر مناطق اروپايى گسترش يافته بود . از جمله تحولات زاييده از رنسانس « تجديد صنعتى » بود . [ 1 ] روشن است كه ملتهايى كه دست به تجدد صنعتى زده باشند ، و در راه پيدا كردن تكنيك نو و بهره گرفتن از آن ، گام زنند ، به فكر كشف و بهره بردارى از منابع و معادن و مواد طبيعى مىافتند . اين مسئله ، همراه با مسئلهء خود بزرگ بينى كه اروپاييان بدان مبتلا بودند ، بويژه نظر تحقير آميزى كه به ملل آسيايى و افريقايى داشتند ، و مسئلهء دشمنى ديرين و كينهء صليبى كه نسبت مسلمانان جهان در جانشان شعله مىكشيد ، و مسئلهء وجود منابع و معادن بسيار مهم در سرزمينهاى اسلامى ، اينها همه ، اروپاييان را به انديشهء هجوم به اين سرزمينها انداخت ، و مستعمره ساختن آنها ، و ناچيز شمردن حقوق مردمان اين مناطق ، و ربودن اين حقوق و منابع و ذخاير . نيز روشن است كه يوغ استعمار را بسادگى نمىتوان بر گردن هر قومى گذاشت . و هر ملتى را در هر مرتبه از شعور دينى و قومى و فرهنگى باشد ، به آسانى نمىتوان برده ساخت . و معلوم است كه نخستين و نيرومندترين عامل مقاوم در برابر هجوم بيگانه و شبيخون استعمار ، دين است و رجال دين ، سپس زبان و فرهنگ و ديگر آداب و رسوم . بدينگونه ، اروپايى كه در آن تاريخ حدود دو قرن از رنسانس و تحولات خود را پشت سر گذارده بود ، و
هامش
[ 1 ] . « دايرة المعارف فارسى » ، ج 1 / رنسانس .
مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 113 | محمد رضا حكيمى