الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى * ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
. « 80 » و آنچه در نزد من نزديكتر است اين است كه معنى
لا تُبْقِي
آن است كه هيچ كس از كسانى را كه در آن است باقى نمىگذارد و همه را نابود مىكند ، و معنى
لا تَذَرُ
اين كه از هيچ يك از آنان چيزى بر جاى نمىگذارد ؛ پس اولى همه كسانى را كه در آناند شامل مىشود ، و دومى هر جزء از كسانى را كه درآنند در بر مىگيرد ، و اين بزرگتر است و - به نظر من - صفت آتش است با قطع نظر از صفت جهنم كه در آن خداى متعال هر چه را كه از آتش نابوده شده است تجديد مىكند ، پس ميان آن و اين گفته خداوند متعال كه
لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
منافاتى وجود ندارد ، بدان سبب كه گفتگو در اين جا به اندازه فهم ما و مقياسهاى ما است . و شايد يكى از معانى آن چنين باشد : سقر از حيث سختى عذاب و نوع آن از هر چه در آن افتد چيزى بر جاى نمىگذارد ، و از حيث مدت و ملازمت نيز چنين است و هرگز اهل آن را رها نمىكند ، و اين خود مىرساند كه اهل آن جاودانه در آتشاند ، پس سقر ساكنان خود را رها نمىكند و آنان جاودانه در عذاب باقى مىمانند ، بدان سبب كه سوختن در آن سوختن عادى و متعارفى نيست بلكه احتراقى شبيه احتراق اتومى است كه پايان نمىپذيرد ، و خدا دانا است .
و صفت ديگرى از سقر سياه كردن رنگ پوست اهل آن است :
/ 90
لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ
- روى و پوست را سياه مىكند و مىسوزاند . » در المنجد آمده است : ألاح فلانا يعنى او را هلاك كرد ، « 81 » پس هلاك كننده بشر است ، و گفته مىشود : « لوّح فلانا بالعصا » يعنى با عصا او را زد . « 82 » گفتهاند كه معنى آن تشنگىانگيز است ، و رجل ملواح يعنى كسى كه زود تشنه مىشود ، و تلويح عبارت از آن است كه شخصى گرفتار آفتابزدگى شده و پوستش سياه شده باشد ، و تو گويى كه سقر از حرارت خود سبب تغيير رنگ پوست و
هامش
( 80 ) - الاعلى / 12 و 13 .
( 81 ) - المنجد ماده لوح .
( 82 ) - همان جا .