آن هدايت مىكرد كه اين كتاب را فروفرستاده شده از جانب خداوند حكيم و تواناى بر همه چيز بداند ، و حتى خود وليد را نيز به اين امر معترف سازد ، در آن جا كه گفت : از او - يعنى رسول اللَّه ( ص ) - كلامى دشوار شنيدم كه پوستهاى بدن را به لرزه در مىآورد . . . نه خطابه بود و نه شعر ، پس ممكن نيست كه بى مقدمه آن را به يكى از آفريدگان نسبت دهيم ، و فاصله ميان آن و كلام آفريدگان از اندازه بيرون است و فضل آن يك بر اين يك به وصف در نمىآيد ، و همچون فضل خدا بر ديگر آفريدگان است . . . و از اين مقدمه به نتيجهاى رو كرد كه همان را مىخواست بگويد :
إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ
- اين نيست جز گفته مردمان . » هنگامى كه اين نتيجه به جانهاى مردم راه يافت ، به پندار وى گامهاى اساسى براى مبارزه با رسالت برداشته شد ، و براى همين هدف نيروى خود را به كار انداخت . . . پس انديشيد و اندازه گيرى كرد . . . / 88 كه مىتواند در اين راه پيش رود ، و اين حقيقت از ذهن او دور شد كه قرآن بزرگتر از آن است كه نور آن را خواست و تقدير انس و جن در صورت همپشتى با يكديگر بتواند بپوشاند ، تا چه رسد به نادان ابلهى همچون وليد بن المغيرة :
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
؟ ! از اين جا همه تلاشها و كوششهاى او براى گمراه كردن مردمان از حق و پوشيده نگاه داشتن ايشان از نور آن نقش بر آب شد ، و با انديشه و اندازهگيرى نادرست خود به زيان و لعنتى رسيد كه قرآن آن را در نسلهاى پياپى در دنيا مخلّد ساخت ، و بزرگتر از آن غضب خدا است و وعدهاى كه براى درآمدن به دوزخ به او داده است :
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
- به زودى او را به دوزخ خواهيم رساند . » در التبيان آمده است : يعنى او را ملازم جهنم خواهيم ساخت . « 75 » و از امام صادق ( ع ) روايت است كه گفت : « در جهنم درهاى براى متكبران وجود دارد كه
هامش
( 75 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 180 .