تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
يعنى طلبكار پيش از به پايان رسيدن مدت خواستار طلب خود شد ، و بسر الدمّل يعنى دمل را پيش از رسيدن آن فشرد . . . پس بدان مىماند كه چون كسى در برابر شخص ديگر خود را با سر نشان دهد و روى ترش كند ، شتابان در خواستن شر و آزار براى او است ، و راغب در مفردات خود چنين گفته است . « 73 » گاه از عبوس و بسور كلمات و تصرفاتى كه از انسان با قلم و دهان و ايستارهاى او صادر مىشود ، حكايت مىكند ؛ گاه چهره طاغوت عبوس و بسور او را نشان مىدهد ، / 86 و گاه سركوبى مخالفان ، و آنچه قرآن كريم از وليد بن المغيرة حكايت مىكند ، چيزى جز گواه بر طبيعت ايستارى نيست كه مترفان در هر زمان و مكان عليه دعوتهاى اصلاحى از خود نشان مىدهند ، چه آنان ، به اعتبار كانون فساد بودن ، در اجتماع نخستين كسانى هستند كه از تغيير زيان مىبينند و به همين سبب در صف پيشين معارضان و مخالفان با حق قرار مىگيرند .
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ
- سپس پشت كرد و گردن كشيد . » آرى ، او به تدبّر در جايگاه رسالت نظر كرد ، و خواستار آن بود كه بهترين راه را براى معارضه و گمراه كردن مردم برگزيند ، و حتى كفر خود را در برابر عقل و ضمير خويش پاكيزه و موجه جلوه‌گر سازد ، ولى هر چه شخص بيشتر به تدبر و نظر بپردازد ، حقيقت براى او آشكارتر مىشود و بينش و ديده او حقير شده و حسرتزده به سوى وى باز مىگردد ، كه لازم است در نتيجه به حق ايمان آورد و در مقابل آن از مقام استكبار خود فرود آيد و به آن گردن نهد ، ولى او از همان نخستين لحظه هر چه بيشتر پشت به ايمان مىكند و جايگاه خود را در كفر گمراهى و بزرگ مىشمارد و بار ديگر به پسنديده شمردن ايستار نادرست خويش در برابر حق آشكار باز مىگردد و هيچ تهمتى را - در نظر خود - شايسته‌تر از آن نمىداند كه رسالت را سحر و جادو بخواند و آن را طرد كند .
فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
پس گفت : اين نيست مگر جادويى كه
هامش
( 73 ) - مفردات الراغب ماده بسر .